کلاغ سفید
من به نومیدی خود معتادم
چه دل تنگی ام بزرگ است به اندازه ی عمق نگاهت و چگونه گوشه گیری و انزوا به رگ هایمان تزریق شده و حتی واژه های زندانی به ضرب باتوم خودکار با من به اعتراف نمی نشینند چه بگویم از کجا بگویم دل تنگی هایم غصه دارند! چمباتمه زده اند گوشه ی ذهنم و حتی دیگر با بوی نایک پرتقالیه نقش بسته به عرق تابستانی ات صدایشان در نمی آید! نمی دانم شاید آنها هم به تحصن رفته اند.
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت
17:6 توسط کلاغ سفید| |
| Design By : Night Skin |


